دربارهٔ این اثر

در داستان شاهزاده خانم دماغ‌دراز می‌شنویم که:

در شهری پیرزنی با سه فرزندش به سختی زندگی می‌کردند. روزی پیرزن به فرزندانش گفت که می‌خواهد قبل از مرگش گنج خانوادگی‌شان را به آنها نشان دهد.

او یک تیله‌ی شیشه‌ای، یک فلوت و یک کت کهنه را از صندوقچه بیرون آورد. تیله را روی فرش غلتاند و از حرکت آن، سکه‌هایی ظاهر شد. در فلوت دمید و بلافاصله دسته‌ای سرباز محافظ حاضر شدند و گفت که با پوشیدن این کت، هیچ‌کس قادر نیست شما را ببیند. پیرزن به فرزندانش گفت که هیچ‌کس نباید از این رازها باخبر شود تا این گنج خانوادگی به نسل بعد برسد.

در داستان نقشه‌ی نادان می‌شنویم که:

در زمان‌های دور جوانی در یک مغازه‌ی پارچه‌فروشی کار می‌کرد. او پول کمی داشت، اما دلش می‌خواست ازدواج کند. تا اینکه بالاخره دختری را به همسری انتخاب کرد و دختر برای دیدن کاسبی شوهرش، به بازار رفت. پسر که می‌خواست در نظر همسرش بزرگ جلوه کند، به دروغ گفت که در مغازه همه‌کاره است و دختر بهترین دستمال مغازه را از او خواست....

بخش‌های شنیداری

۲ بخش
  1. فصل اول / شاهزاده خانم دماغ دراز۱۶ دقیقه
  2. فصل دوم / نقشه ی نادان۸ دقیقه و ۱۰ ثانیه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۳ دقیقه و ۳ ثانیه

شیوهٔ دیگر شنیدن

نسخهٔ یک‌پارچهٔ کتاب

  1. صدای کل کتاب۲۴ دقیقه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست