دربارهٔ این اثر
یک هفته به عروسی سینا ماندهاست. مادر سینا بهاصرار پسرش انگشتر موروثی را که از مادرش به او رسیده، به سینا میدهد تا روز عروسی به رعنا هدیه دهد.
پنج روز به جشن ازدواج سینا مانده و او همسرش را به یک مرغداری میبرد که در زمان گذشته باغ آلبالو بودهاست. سینا به رعنا میگوید که خیلی سال پیش مادرجون و آقاجون با هم توی این باغ عهد بستند و به هم قول دادند که تا آخر عمر کنار هم بمانند. در همین لحظه سینا میخواهد انگشتر ازدواج مادرجون را به رعنا بدهد که انگشتر از دستش میافتد و همان موقع بوقلمون انگشتر را میخورد!
بخشهای شنیداری
۲ بخش- فصل اول۲۱ دقیقه
- فصل دوم۱۹ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۳ دقیقه و ۱۶ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۴۰ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست