دربارهٔ این اثر
برای جان، جنازه چیز عجیبی نیست. درواقع جان جنازهها را دوست دارد. چرا؟ چون آنها از او انتظار همدردی ندارند و به آن نیازی هم ندارند. آخر، «همدردی» حسی است که جان نمیتواند از خود بروز بدهد.
کتاب «من قاتل زنجیرهای نیستم»، نوشتهی «دن ولز»، نخستینبار در سال 2009 منتشر شد.
«جان وین کلیور» فردی خطرناک است و خودش هم این را میداند. او همواره به قاتلان زنجیرهای فکر میکند، اما نمیخواهد به یکی از آنها بدل شود. پس بهخاطر خودش و امنیت اطرافیانش، طبق قوانین سختگیرانهای زندگی میکند.
جسدها برای جان عادیاند. درواقع او از آنها خوشش میآید. جان نمیتواند با دیگران همدلی کند و جسدها این توقع را از او ندارند. شاید همین موضوع باعث میشود که او بتواند متوجه تفاوت جسدی شود که پلیس بهتازگی پیدا کرده است. جان بیصبرانه میخواهد بداند این تفاوت چه معنایی دارد. او حالا برای اوّلینبار باید با خطری خارج از خودش روبهرو شود؛ خطری که نمیتواند آن را مهار کند و قادر است همهکس و همهچیز را تهدید به نابودی کند.
هشدار: بهعلّتِ وجودِ صحنههای قتل و خشونت و کلام رکیک (با اینکه موضوع این کتاب دربارهی نوجوانان است)، شنیدن آن را فقط به بزرگسالان پیشنهاد میکنیم.
بخشهای شنیداری
۷ بخش- فصل اول۲۱ دقیقه
- فصل دوم۲۰ دقیقه
- فصل سوم۱۶ دقیقه
- فصل چهارم۲۶ دقیقه
- فصل پنجم۱۹ دقیقه
- فصل ششم۲۶ دقیقه
- فصل هفتم۱۳ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۳۵ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۲ ساعت و ۱۹ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست