دربارهٔ این اثر
با به تأخیر افتادن ورود «محمدعلی میرزای قاجار»، پس از مرگ «مظفرالدین شاه» در دی ماه 1285، مردم تهران بر آن شدند تا «میرآقا باشی»، بزرگ «تلخکان» تهران را به رسم دیرینه «میر نوروزی» بر تخت سلطنت بنشانند.
به همین سبب مردم تهران تختی ساختند و میرآقا باشی را بر دوش گرفتند تا به کاخ گلستان ببرند. در همین حین کاروان محمدعلی میرزا نیز به نزدیکیهای دروازههای تهران رسید. محمدعلی وقتی به گلستان رسید که درهای کاخ بسته شده بود و ملت داشتند میرآقا باشی را بر تخت مینشاندند. محمدعلی میرزا به هر ترتیب وارد کاخ گلستان شد؛ البته زمانی که دیگر کار از کار گذشته بود.
محمدعلی میرزا در چرت بعدازظهر همان روز کابوسی دید؛ کابوسی که نشانی بود از در خطر بودن تاج و تختش. در خواب محمدعلی را برعکس، بر قاطری نشاندند و قاطر را هِی کردند تا به ناکجاآباد برود و پنج روز دیگر بازگردد.
در همین احوال بود که میرآقا باشی و دارودستهاش به همراه «قدمشاد خانم» که حالا به «دوامالسلطنه» ملقب شده بود، مشغول تدارک نمایشی برای جشن بزرگی در کاخ شدند.
در همین زمان نمایندگان روس، یعنی سفیر روس در ایران و دبیر «احمد میرزا» که روس بود، به دیدار محمدعلی میرزا آمدند. آنها که پیش از ورود میرآقا باشی و ملت به کاخ، از ماجرا باخبر شده بودند، قبل از آنکه محمدعلی را در جریان بگذارند، نقشه و طرح یک توطئه را برای جشن آن شب ریختند؛ طوری که عملا محمدعلی چارهای جز پذیرفتن آن نداشت.
روسها نقشهای ریخته بودند تا در میانهی جشن، شخصی به محمدعلی میرزا سوء قصد کند. آنها میخواستند سوء قصد را به گردن مشروطهخواهان و میرآقا باشی بیاندازند و قصد داشتند به این ترتیب طومار مشروطه و میرآقا باشی را یک جا درهم بپیچند.
بخشهای شنیداری
۱۰ بخش- فصل اول۱۵ دقیقه
- فصل دوم۱۱ دقیقه
- فصل سوم۱۲ دقیقه
- فصل چهارم۱۲ دقیقه
- فصل پنجم۱۲ دقیقه
- فصل ششم۱۲ دقیقه
- فصل هفتم۱۱ دقیقه
- فصل هشتم۱۲ دقیقه
- فصل نهم۱۱ دقیقه
- فصل دهم۱۱ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۳ دقیقه و ۵۱ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۱ ساعت و ۵۸ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست