دربارهٔ این اثر

«جلال» پس از فوت همسرش تنها شده است. رضا که پزشک است، به دیدار جلال می‌آید و متوجه می‌شود که او افسرده شده است. رضا به فرزندان جلال پیشنهاد می‌دهد که بهتر است پدرشان دوباره ازدواج کند، اما فرزندانش مخالف‌اند.

«جلال» که شصت سال دارد، از وقتی همسرش فوت کرده، بی‌حوصله و حواس‌پرت شده است. فرزندانش سعی دارند که او را از تنهایی دربیاورند و اطرافش را حسابی شلوغ کنند، اما جلال حال‌و‌حوصله ندارد، حتی دیگر به کارخانه‌اش هم نمی‌رود.

جلال با دخترش، میترا، بر سر آمدو رفت‌های بی‌موقعش دعوا می‌کند و میترا را از خانه بیرون می‌کند و از او می‌خواهد که تنهایش بگذارد و مزاحمش نشود. اما دختر کوچکش، بهار، به‌همراهِ دوست جلال، نقشه می‌کشند تا کاری کنند که او دوباره ازدواج کند.

بخش‌های شنیداری

۶ بخش
  1. فصل اول۲۳ دقیقه
  2. فصل دوم۲۱ دقیقه
  3. فصل سوم۲۲ دقیقه
  4. فصل چهارم۲۳ دقیقه
  5. فصل پنجم۲۴ دقیقه
  6. فصل ششم۲۰ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۸ ثانیه

شیوهٔ دیگر شنیدن

نسخهٔ یک‌پارچهٔ کتاب

  1. صدای کل کتاب۲ ساعت و ۱۳ دقیقه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست