دربارهٔ این اثر
«کوچههای بیصدا» صدای هویت تاریخی محلهها و کوچههای پایتخت، از «طهران» دیروز تا «تهران» امروز است.
«کوچه نایب»: پسر «نواب»، کبابزن «نایب»، صاحب اولین چلوکبابی تهران است. او درحال درست کردن کباب برای مهمانی شام است. «فهیمه» دخترش دربارهی نایب از او و «خانجون» سؤال میکند. خانجون تعریف میکند که «ناصرالدین شاه» در سفر به قفقاز از کبابهای قفقازی خوشش میآید و در بازگشت به ایران، به نایب که یکی از آشپزباشیهای دربار بوده و وردست پدر خدابیامرز «قائم مقام فراهانی» آشپزی میکرده، شرح طبخ کبابی را میدهد که در قفقاز خورده بود؛ اما نایب کبابی برایش به سیخ میکشد که رنگ و بوی کباب قفقازی را پیش شاه بیاعتبار میکند.
نایب کم کم خودش را از دستگاه شاهی بیرون میکشد و یک کبابپزخانه برای خودش دایر میکند. اولین کبابپزخانه ایرانی به نام «نایب». حتی ناصرالدین شاه هم سفارشهای کباب خود را به کبابپزخانه نایب میداد.
در یکی از مهمانیها ناصرالدین شاه دستور میدهد که نایب برایشان کباب درست کند. نایب خان معتقد بود، وقتی قرار است دویست، سیصد سیخ کباب روی منقل باد بزند، دود کباب تا هفت محله آن طرفتر میرود و نمیشود که شاه و اطرافیانش کباب بخورند و جماعت فقیر زیر گذر دود کباب را بو بکشند. او بابت هر سیخ سفارشی دربار یک سیخ هم برای فقرا در نظر میگرفت و به عمارت شاهی پیغام میداد که راه دوری نمیرود، خیرات اموات شاه است.
«کوچه مستوفی»: «فهیمه» درحال نوشتن و تحقیق است که «سیما» از راه میرسد. آنها قرار است به محل فیلمبرداری در خانه «مستوفی» در کوچهای بنبست بروند. سیما از بزرگی و زیبایی خانه تعریف میکند. او میگوید که «مستوفی الممالک» در همین خانه به دنیا آمده است.
فهیمه قصد دارد تا از خانه و کوچه فیلمبرداری کند. سیما از زیبایی داخل خانه و از تعداد زیادی نقش و نگار حیوانات افسانهای و آدمهای بالدار و فرشتههای کوچولو و کلی نقشهای گل و گیاه و اسلیمی و سبد میوه و قرقاول و طاووس و اردک تعریف میکند.
فهیمه معتقد است که این خانهها و تاریخچه آنها باید در قالب فیلمهای مستند معرفی شوند تا مردم بهتر با آنها آشنا شوند. او می گوید مستوفی یکی از صاحبمنصبان حکومتی بوده است. یکی از اصیلترین شخصیتهای تاریخ سیاسی معاصر ایران.
«مستوفی» یعنی حسابدار دفتر و خزانه یا همان وزیر دارایی فعلی. سیما فهیمه را به نزد «آقا تقی»، سرایدار پنجاه ساله عمارت مستوفی میبرد. او تعریف میکند که «میرزا حسن» در 11 سالگی سِمت مشاوره مستوفی قبلی را داشت و تا 21 سالگی در همین سمت بود. سپس به اروپا رفت و بعد از هفت سال به ایران بازگشت. سیما، بعد از آن، فهیمه را به دیدن اتاقهای عمارت میبرد.
و خود بشنوید قصههای کوچه به کوچه این شهر را که بسیار شنیدنیاند.
بخشهای شنیداری
۱۲ بخش- فصل اول / کوچه نایب۲۳ دقیقه
- فصل دوم / کوچه مستوفی۲۲ دقیقه
- فصل سوم / کوچه قاآنی۲۴ دقیقه
- فصل چهارم / کوچه پیرنیا۲۳ دقیقه
- فصل پنجم / کوچه صوراسرافیل۲۵ دقیقه
- فصل ششم / کوچه مکتب خانه۲۴ دقیقه
- فصل هفتم / کوچه شوربُن۲۳ دقیقه
- فصل هشتم / کوچه مرشد وثوق۲۱ دقیقه
- فصل نهم / کوچه زعفران باجی۲۳ دقیقه
- فصل دهم / کوچه مروی۲۴ دقیقه
- فصل یازدهم / کوچه آجودان باشی۲۴ دقیقه
- فصل دوازدهم / کوچه دهقان۲۳ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۴ دقیقه و ۴۳ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۴ ساعت و ۴۱ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست