دربارهٔ این اثر
در روزگاران قدیم شهری بود که در آن بشکهسازی فقیر با خانوادهاش زندگی میکرد.
روزی او برای تهیه چوب بیرون شهر رفت و در آنجا بشکهای شکسته دید. تصمیم گرفت آن را با خود به خانه ببرد و تعمیرش کند. پس آن را در انباری خانه که کارگاهش نیز بود، گذاشت و به همسرش گفت که آن را حسابی تمیز کند.
زن جارو را برداشت و به جان بشکهی کهنه افتاد؛ اما چیزی نگذشته بود که جارو از دستش به داخل بشکه افتاد. مرد را صدا زد و او با دیدن داخل بشکه بسیار تعجب کرد. او خشکش زده بود. بشکه پر از جارو شده بود و جاروها همینطور بیشتر و بیشتر میشدند.
مرد با خوشحالی گفت که این یک بشکه جادویی است و قرار شد جاروها را بفروشند و پولدار شوند. تعداد جاروها به قدری زیاد بود که آنها کمکم خسته شدند. مرد حالا تبدیل به تاجری پولدار شده بود و آوازهی جاروهایش به بیرون شهر هم رسیده بود....
بخشهای شنیداری
۲ بخش- فصل اول۸ دقیقه و ۹ ثانیه
- فصل دوم۱۵ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۲ دقیقه و ۲۲ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۲۳ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست