دربارهٔ این اثر
«عبدالمطلب» تصمیم دارد بنابر نذری که کرده است، یکی از فرزندانش به نام «عبداالله» را در کنار کعبه قربانی کند.
حضرت عبدالمطلّب نذر کرده بود که اگر خداوند ده پسر به او عطا فرماید، یکی از ده فرزند را قربانی کند! چون شمارهی پسران به ده تن رسید، او گفت: «باید به نذر خویش وفا کنم.» و بین فرزندان خود قرعه انداخت.
قرعه به نام «عبداللَّه»، پدر رسول خدا که محبوبترین فرزندش بود، درآمد. بار دوم و سوم نیز قرعه را تکرار کرد، اما هر بار به نام عبدالله درآمد.
عبدالمطلّب تصمیم بر ذبح او گرفت، اما قریش مانع شدند. دخترش، عاتکه، پیشنهاد کرد بین عبدالله و تعدادی از شتران خود قرعه بکشد و آنقدر به تعداد آنها بیفزاید تا پروردگار راضی شود.
عبدالمطلب ده شتر کنار گذاشت و قرعه میان آن ده شتر و عبداللَّه زد. قرعه به نام عبداللَّه در آمد. آنگاه بر عدد شتران دهده میافزود تا به صد شتر رسید و سرانجام قرعه به نام شتران بیرون آمد. سه بار این قرعه را تکرار کرد، اما در هر سه مرتبه قرعه به نام شتران بود. عبدالمطلّب دستور داد که شتران را قربانی کنند و گوشتشان را در اختیار مردم بگذارند.
بخشهای شنیداری
۶ بخش- فصل اول۲۹ دقیقه
- فصل دوم۲۳ دقیقه
- فصل سوم۲۸ دقیقه
- فصل چهارم۲۶ دقیقه
- فصل پنجم۲۱ دقیقه
- فصل ششم۲۸ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۵۳ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۲ ساعت و ۳۵ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست



