دربارهٔ این اثر
ریموند، کمونیست مبارزی است که به همراه گروههای آزادیخواه و پارتیزانهای فرانسه، علیه آلمان نبرد میکند. او تصمیم میگیرد به همراه یک گروه پنج نفره، مرکز «سنت آسیس» را منفجر کند. آنها با عملیاتی مخفیانه این کار را انجام میدهند؛ اما...
«تابستان سال 1942 است. نیروهای آلمان، کشور فرانسه را اشغال کردهاند. در جنگل، نزدیک خیابانی که به دور دریاچهای پیچیده، مردی روی چمن نشسته است. کودکان در میان چمن بازی میکنند و به اطراف میدوند. زنان در سایهروشن درختان نشستهاند و کاردستی میبافند. کمی دورتر، درمیانِ انبوه درختان بلند، دلدادگان به دامنِ سکوت و تنهایی پناه آوردهاند.
مردی که روی چمن نشسته است، اندامی کوچک، سری بسیار بزرگ و پیشانی گشاده و بلندی دارد؛ موهایش سیاه است و تقریباً سی ساله به نظر میرسد...».
این صحنه، شروع داستانی است که به حدود سال 1942 تا 1947 میلادی بازمیگردد؛ تعدادی جوان فرانسوی که در گروههای مقاومت و گروهایِ آزاد و پارتیزانهای فرانسوی در جنگ جهانی فعالیت میکنند، تصمیم میگیرند عملیاتی مهم را اجرا کنند. آنها به رهبریِ «ریموند» برای تخریب برجهای رادیویی «سنت آسیس» در نزدیکی پاریس برنامهریزی میکنند.
«ژان لافیت» در این داستان تصویری از فرانسهی چنددهه پیش را به نمایش میگذارد و آن را به علاقهمندان فضای جنگ تقدیم میکند.
وقتی از این زاویه نگاه می کنیم که جنگ های جهانی در همین نیم قرن پیش آن هم متمدن ترین کشور های مدعی حال حاضر اتفاق افتاده دیگر تصور نمی کنیم که جنگ و خشونت مربوط به دوره بربرها یا ماقبل تاریخ است اما آنها به گونه ای حرف می زنند که انگار گذشته ی خود را که گاهی تا امروز هم امتداد دارد فراموش کرده اند! سنگ بنا که غلط باشد می شود جنگ و خشونت هر جا که باشد هر زمانی که باشد ...
بخشهای شنیداری
۱۱ بخش- فصل اول۱۷ دقیقه
- فصل دوم۱۶ دقیقه
- فصل سوم۱۷ دقیقه
- فصل چهارم۱۸ دقیقه
- فصل پنجم۱۸ دقیقه
- فصل ششم۱۴ دقیقه
- فصل هفتم۲۴ دقیقه
- فصل هشتم۱۹ دقیقه
- فصل نهم۱۷ دقیقه
- فصل دهم۱۵ دقیقه
- فصل یازدهم۲۱ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۲ دقیقه و ۴۸ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۳ ساعت و ۱۸ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست