دربارهٔ این اثر

پادشاهی دختر بیماری به نام «نازبانو» دارد. نازبانو هر روز در انتهای باغ به پرنده‌ها دانه می‌دهد. یکی از این پرنده‌ها، یک پرنده‌ی آبی‌رنگ است که نازبانو بسیار به آن علاقه دارد. پرنده همیشه در باغ پرواز می‌کند و به آغوش او می‌آید.

یک‌روز که نازبانو مشغول دانه‌دادن به پرنده است، پرنده‌ی آبی درحالی‌که می‌خواهد النگوی نازبانو را از کنار چشمه بردارد، نازبانو انعکاس چهره‌ی پرنده را در آب، به شکلِ پسر جوانی می‌بیند که ملتمسانه از او کمک می‌خواهد. پس از آن نازبانو هر روز به باغ می‌رود، اما از پرنده‌ی آبی خبری نیست و دختر در انتظار پرنده آبی بی‌هوش می‌شود.

آخرین تجویز طبیب برای نازبانو که تازه به هوش آمده و نمی‌تواند سخن بگوید، این است که پیرزنان برایش قصه بگویند تا او سرگرم شود.

در این میان «کچل» هم سعی می‌کند مادرش را ترغیب کند تا برای نازبانو قصه بگوید. اما از آنجا که مادرش قصه نمی‌داند، کچل را پیِ قصه‌گویی می‌فرستد.

کچل به باغ مرموزی راه پیدا می‌کند که کوتوله‌ها روزها از مردم دزدی می‌کنند و شب در قصرِ باغ جشن می‌گیرند. کچل مادرش را ترغیب می‌کند که این واقعه را برای نازبانو تعریف کند، اما این کار باعث می‌شود که دوباره حال دختر پادشاه بد شود. نازبانو از کچل خواهش می‌کند تا او را مخفیانه به باغ ببرد....

اما چرا حال دختر پادشاه با شنیدن داستان کوتوله‌ها وخیم‌تر می‌شود؟

بخش‌های شنیداری

۵ بخش
  1. فصل اول۲۹ دقیقه
  2. فصل دوم۲۶ دقیقه
  3. فصل سوم۲۷ دقیقه
  4. فصل چهارم۲۶ دقیقه
  5. فصل پنجم۲۶ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۲ دقیقه و ۴ ثانیه

شیوهٔ دیگر شنیدن

نسخهٔ یک‌پارچهٔ کتاب

  1. صدای کل کتاب۲ ساعت و ۱۵ دقیقه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست