دربارهٔ این اثر

گودون و مامان و بابا، سه تایی خیلی خوشحال بودن. گودون میگه که هیچ غمی نداشت. ولی یه روز اتفاقی افتاد.

گودون یه روز دید شکم مادرش خیلی بزرگ شده. او اول فکر کرد که مامانش یک توپ قورت داده. ولی پدر گودون برای او توضیح داد که به زودی یه نی نی کوچولو به خانواده آنها می آید. ولی بچه ها این برای گودون اصلا راحت نبود ...

بخش‌های شنیداری

۱ بخش
  1. یه بچه ی دیگه؟ چه بامزه!۱۲ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۲ ثانیه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست