دربارهٔ این اثر
«مسعود ایرانمنش»، افسر آگاهی شهربانی، در جریان بازپرسی پروندهی مرگ معاون وزیر، متوجه ارتباط درباریان با بعضی از بنگاههای تجاری میشود؛ امّا دستور میرسد تا پرونده بسته شود و این امر باعث بیاعتمادی ایرانمنش میشود.
سروان مسعود ایرانمنش، افسر آگاهی ادارهی شهربانی، در 17 شهریور 1357 نگران از گمشدن تنها دخترش، به جستوجوی او میرود. مسعود که احتمال میدهد مریم، پنهانی به خانهی پدربزرگش رفته است تا در راهپیمایی علیه رژیم شاه شرکت کند، در جستوجوی خود ناموفق است.
از طرفی او درگیر یک پروندهی جنایی است. بهناچار، برای کشف معمای این پرونده که باعث مرگ معاون وزیر شده است، جستوجوی دخترش را رها میکند و برای بازجویی از متهمان به اداره آگاهی میرود؛ ولی به او خبر میدهند که دخترش در بیمارستان است.
مسعود، بعد از پیدا شدن مریم، میخواهد دست از افکار انقلابیاش بردارد؛ چون اعتقاد دارد این اعتراضات بهزودی پایان مییابد و خرابکاران محاکمه میشوند.
بخشهای شنیداری
۵ بخش- فصل اول۲۴ دقیقه
- فصل دوم۲۳ دقیقه
- فصل سوم۲۵ دقیقه
- فصل چهارم۲۴ دقیقه
- فصل پنجم۲۷ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۲ دقیقه و ۴ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۲ ساعت و ۲ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست



