دربارهٔ این اثر
ابراهیم ادهم پادشاه بلخ بود و عالمی را زیر فرمان داشت. یک شب که بر تخت خفته بود، در نیم شب سقف خانه بجنبید، کسی بر بام آمد که ساربانی بود و با ابراهیم سخن از بی ارزشی جامه و تخت پادشاهی گفت تا این که یکباره ابراهیم همه چیز را رها کرد ...
شیخ فریدالدین عطار نیشابوری در کتاب تذکرة الاولیاء در ذکر ابراهیم ادهم می گوید: و او پادشاه بلخ بود. ابتدای حال او آن بود در وقت پادشاهی که عالمی را زیر فرمان داشت و چهل سپر زرین در پیش و چهل گرز زرین در پس او می بردند. یک شب بر تخت خفته بود که در نیم شب سقف خانه بجنبید. چنان که کسی بر بام آمد که ساربانی بود و با ابراهیم سخن از بی ارزشی جامۀ شاهی و تخت گوهربار سلطنت می گفت. ابراهیم ادهم با شقیق بلخی زاهد دیدار می کند و او ابراهیم را به سوی زهد و پارسایی رهنمون می سازد. از طرف دیگر ناماداری و برادر ناتنی او اسماعیل از روی بغض و حسد دگرگونی حال درون او را به جنون تعبیر و شایع می کنند و به خیال خود او را از شاهی برانداخته و در نهایت اسماعیل بر تخت سلطنت می نشیند. در این میان بی بی نرجس و ابولحسن خدمۀ سابق ابراهیم به دلیل دیدار با ابراهیم آن قدر داغ بر تن دیدند تا دیده از دنیا کشیدند و بالاخره شقیق نزد ابراهیم آمده و از کرامت با او سخن می گوید و ابراهیم ادهم راهی سفری لامکان و لازمان می شود ...
بخشهای شنیداری
۵ بخش- فصل اول۲۴ دقیقه
- فصل دوم۱۸ دقیقه
- فصل سوم۱۹ دقیقه
- فصل چهارم۲۰ دقیقه
- فصل پنجم۲۰ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۳ دقیقه و ۳۲ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۱ ساعت و ۲۹ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست