دربارهٔ این اثر

بهار بود و اسلاگ برای خرید بیرون رفته بود. او ناگهان پدرش را می بیند که سالم و سلامت با کلاه و عصایش روی یک نیمکت نشسته است. ولی بچه ها! او تازه پدرش را از دست داده بود.

پدر اسلاگ، بیمار بود و همین بیماری باعث مرگش شده بود. او مرد مهربان و با ایمانی بود و همیشه در زندگی کارهای خوب انجام می داد.

پدر یک روز به اسلاگ قول داد که با بهار بر می گردد ...

بخش‌های شنیداری

۱ بخش
  1. پدر اسلاگ۴ دقیقه و ۵۶ ثانیه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست