دربارهٔ این اثر
زمستان بود و مادر رضا کوچولو ژاکت رنگی اش را از توی کمد بیرون آورد. ولی رضا ناگهان ناراحت شد.
رضا بزرگ تر شده بود و حالا ژاکت اش برایش کوچک شده بود.
مادرش ژاکت خواهر بزرگ ترش را به او داد. اما او آن را نپوشید ...
بخشهای شنیداری
۱ بخش- صدای اصلی۱۴ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست