دربارهٔ این اثر
بابا حیدر و بی بی خاتون پیرمرد و پیرزن لجبازی هستند.
آنها همیشه با هم لج و لجبازی داشتند. بابا حیدر هر روز گوساله و غاز را به صحرا می برد.
بی بی خاتون هم شب ها مراقب شان بود و آب و غذایشان را می داد. غاز اولین تخم اش را گذاشت.
بابا حیدر گفت: اگر زخمت های من نبوذ غاز به این زودی ها تخم نمی گذاشت. اما بی بی نظرش این نبود ...
بخشهای شنیداری
۱ بخش- اشتباه بابا حیدر و بی بی خاتون۱۴ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست