دربارهٔ این اثر

بهار بود. یک روز باد ساقه ی یک نی را کند و با خود به این سمت و آن سمت برد.

ساقه ی نی همه چیز را دید و از زیبایی ها لذت برد. ساقه ی نی با خودش گفت: کاش من هم به درد چیزی بخورم.

باد رفت و رفت تا ساقه ی نی را در مزرعه ی مرد دهقان به زمین گذاشت.

مرد دهقان نی را دید و خوشحال شد: به به! عجب ساقه ی سفتی! با این می توانم گاوم را بزنم ...

بخش‌های شنیداری

۱ بخش
  1. ساقه ی نی۱۳ دقیقه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست