دربارهٔ این اثر
موضوع داستانِ «خانم و آقای لوور» برگرفته از این خبر کوتاه است که تابلوی «فتحعلی شاه» و «مونالیزا» در موزهی لوور، برای نمایش، کنار هم قرار گرفتند! بازدیدکنندگان بیشتر تمایل داشتند با فتحعلی شاه - که اندام موزونی دارد- عکس بگیرند، بدون آنکه بدانند فتحعلی شاه خود به نقاشان درباری پول میداد و سفارش میکرد که اندامش را به غایت موزون بکشند!
در این داستان عاشقانه، بین مونالیزا و فتحعلی شاه گفت وگویی برقرار میشود و دامنهی آن تا آشوبهای خیابانیِ جلیقهزردها در پاریس کشیده میشود.
در بخشی از کتاب آمده است:
حالا هر دو شانهبهشانه، روی دیوار لوور قرار داریم. قرابتی شگفتانگیز بین یک رعیت و شاه، آن هم از نوع زنانه و مردانهاش. پیشتر که دور بودیم، نگاهمان غم داشت، حسرت داشت، دور بودیم، ولی گویی نزدیک هم بودیم.
حالا ساکتایم، مغروریم، فخر میفروشیم، برای انرژیای که از موهای من (مونالیزا) و شانههای جواهرنشان او (فتحعلی شاه) برمیخیزد. حالا نزدیکایم، ولی گویی دوریم، دور ... به اندازهی گرمی نفسهای یک رعیت و سردی نگاه فتحعلی شاه.
بخشهای شنیداری
۹ بخش- فصل اول۲۶ دقیقه
- فصل دوم۲۶ دقیقه
- فصل سوم۲۲ دقیقه
- فصل چهارم۲۲ دقیقه
- فصل پنجم۲۱ دقیقه
- فصل ششم۲۲ دقیقه
- فصل هفتم۲۰ دقیقه
- فصل هشتم۱۷ دقیقه
- فصل نهم۱۶ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۱۲ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۳ ساعت و ۱۳ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست