دربارهٔ این اثر

موش کوچولو تنها زندگی می کرد. خیلی هم کنجکاو و فضول بود.

موشی سبیل های قشنگی داشت. همه آرزو داشتند سبیل های اونو داشته باشن.

یک شب آقا موشه چشم اش به باغ موش خیاط افتاد. چراغ باغ اش روشن بود و موشی می خواست بداند چرا چراغ باغ موش خیاط روشن است ...

بخش‌های شنیداری

۱ بخش
  1. موشی که دلش می خواست از کار دیگران سر دربیاره۱۴ دقیقه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست