دربارهٔ این اثر

طوطی، سردسته ی کبوتران گرسنه بود. وقتی کبوتران به دام صیاد افتادند، طوقی فکری به نظرش رسید.

مزرعه ی سبز و زیبایی بود که حیوانات گوناگونی در آنجا زندگی می کردند. از آهو و موش و کبوتر گرفته تا لاکپشت و موش.

روزی صیادی با دام و بند و عصا به سوی دشت آمد.

صیاد،به سوی درختی رفت که کلاغی روی آن نشسته بود. زاغ با خود گفت که باید مراقب باشم تا به دام صیاد نیافتم.

صیاد دام را پهن کرد و در آنجا دانه ریخت.

گروهی از کبوتران که در حال حرکت بودند، با دیدن دانه ها روی زمین نشستند و مشغول دانه خوردن شدند. اما پایشان در دام گیر کرد و به دام صیاد افتادند. کبوتران سردسته ای به نام طوقی داشتند. طوقی، بسیار زیرک و باهوش بود ...

طوقی، داستانی از کلیله و دمنه است که داستانش را در این کتاب، می شنوید.

بخش‌های شنیداری

۳ بخش
  1. صدای کل کتاب۲۷ دقیقه
  2. صدای فصلی از کتاب۱۴ دقیقه
  3. صدای فصلی از کتاب۱۳ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۱۷ ثانیه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست