دربارهٔ این اثر

لشگر ایران در ادامه‌ی نبرد با تورانیان رستم را به یاری خواند. رستم ابتدا «کافور آدم‌خوار» را کشت، سپس دربرابر سپاه توران ایستاد، با پولادوند نبرد کرد و او را شکست داد. پیران ویسه، افراسیاب را از میدان فراری داد و ....

آگاه‌شدن افراسیاب از کار لشکر

جنگ رستم با کافور مردم‌خوار

آگاهی‌یافتن افراسیاب از آمدن رستم

نامه‌ افراسیاب به پولادوند

رزم پولادوند با گیو و توس

رزم رستم با پولادوند

کشتی‌گرفتن رستم و پولادوند

گریختن افراسیاب از رستم

بازگشتن رستم به درگاه شاه

بازگشتن رستم به سیستان

پس از آنکه سرانجام سپاه ایران به یاری رستم دستان بر لشگر انبوه تورانیان چیره شد، اخبار جنگ به افراسیاب رسید و هراس او را فراگرفت. لیکن سرداران تورانی به او اطمینان دادند که یک‌دل و یک‌پارچه در مقابل سپاه رستم خواهند ایستاد.

از آن سو، رستم بار دیگر با هدف شکست افراسیاب، لشگر را در خاک توران به حرکت درآورد و به شهر «بیداد» رسید که در آن آدم‌خواری با نام «کافور» فرمان‌روایی می‌کرد. چون ستم او شنید، با او وارد جنگ شد و او را کشت و پس از تلاش فراوان دژ او را به آتش کشید و تسخیر کرد.

افراسیاب که دانست رستم در راه نبرد با اوست، پهلوانی به نام «فرغار» را پیش خواند و او را سوی لشگر ایران گسیل داشت تا از وضعیت ایشان خبری بگیرد. سپس فرزندش، شیده، را پیش خواند و از ترس درون خویش با او سخن گفت. لیکن شیده پدر را قوت قلب داد تا در برابر رستم بایستد.

چون فرغار بازگشت و از عظمت سپاه ایران گفت، افراسیاب بار دیگر سردارانش از جمله پیران‌ویسه را احضار کرد و با آنان به مشورت نشست. سرانجام تصمیم بر آن شد که باز سپاهی گران تدارک ببیند. او شیده را به همراه نامه‌ای نزد پهلوانی تورانی به نام «پولادوند» گسیل داشت و از او کمک خواست. پولادوند به فرمان شاه توران سرنهاد و سپاه توران دگرباره آماده‌ی نبرد شد.

دو سپاه بار دیگر در برابر هم صف کشیدند و کارزاری سخت درگرفت. پولادوند به قلب سپاه ایران حمله برد و به‌زودی توس را از پشت زین برگرفت و بر زمین کوفت. گیو به کمک فرمانده‌ی سپاه ایران شتافت، لیکن او نیز به کمند پولادوند دربند شد. رهام و بیژن نیز که از آن پس به نبرد او درآمدند، کاری از پیش نبردند. پس پولادوند خود را به درفش کاویان رسانید و آن را به دو نیم کرد. سپاه ایران آشفته شد و گودرز پیر دست در دامن رستم زد.

رستم وارد کارزار پولادوند شد، اما در نخستین حمله، گرز رستم بر پولادوند کارگر نبود. پولادوند نیز بر رستم برتری نمی‌یافت. به پیشنهاد پهلوان تورانی بر آن شدند تا در گوشه‌ای از میدانِ نبرد، بدون یاری کس دیگری، به کشتی سرنهند! پس از چندی که از این زورآزمایی تن‌به‌تن گذشت، رستم پولادوند را بلند کرد و چنان بر زمینش کوفت که گمان کرد پهلوان تورانی مرده است. پس سرافراز نزد سپاهیان بازگشت و بر رخش نشست. اما پولادوند را دید که برخاسته و سوار اسب شده است. پس رستم سپاهیان را پیش ‌خواند تا در هجومی یک‌باره کار تورانیان را یک‌سره کنند. پولادوند که جان به در برده بود، نزد افراسیاب رفت و از بیهودگی این جنگ گفت و با جنگاورانش کارزار را ترک کرد. با رفتن پولادوند بار دیگر کار بر تورانیان دشوار شد.

افراسیاب به اشاره‌ی پیران‌ویسه، پنهانی روی در گریز نهاد و بدین‌سان لشگر بی‌سالار توران در برابر سپاه عظیم ایران جز شکستی سخت فرجامی نداشت. رستم افرادی را از هر سو در جست‌وجوی شاه توران فرستاد، اما از او ردّی نیافت. پس لشگر ایران با غنایم بسیار قصد وطن کرد.

کیخسرو شاه ایران به پیشواز رفت و با عزّتی باشکوه رستم و دیگر پهلوانان ایرانی را به دربار آورد و به یُمن این پیروزی یک ماه به جشن و شادی نشستند. پس از آن رستم نیز به موطن خویش، زابلستان، بازگشت.

با تشکر از سرکار خانم دهکردی

بخش‌های شنیداری

۱۰ بخش
  1. فصل اول / آگاه شدن افراسیاب از کار لشکر۱۴ دقیقه
  2. فصل دوم / جنگ رستم با کافور مردم خوار۲۲ دقیقه
  3. فصل سوم / آگاهی یافتن افراسیاب از آمدن رستم۱۸ دقیقه
  4. فصل چهارم / نامه افراسیاب به پولادوند۱۲ دقیقه
  5. فصل پنجم / رزم پولادوند با گیو و توس۷ دقیقه و ۵۴ ثانیه
  6. فصل ششم / رزم رستم با پولادوند۱۳ دقیقه
  7. فصل هفتم / کشتی گرفتن رستم و پولادوند۱۱ دقیقه
  8. فصل هشتم / گریختن افراسیاب از رستم۸ دقیقه و ۱۷ ثانیه
  9. فصل نهم / بازگشتن رستم به درگاه شاه۹ دقیقه و ۷ ثانیه
  10. فصل دهم / بازگشتن رستم به سیستان۵ دقیقه و ۳۴ ثانیه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۲ دقیقه و ۱۱ ثانیه

شیوهٔ دیگر شنیدن

نسخهٔ یک‌پارچهٔ کتاب

  1. صدای کل کتاب۲ ساعت و ۱ دقیقه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست