دربارهٔ این اثر
ترانه درمورد پدربزرگ خوب و مهربان
دیشب پدربزرگم آمد به خانهی ما
باز او مرا بغل کرد بوسید صورتم را
مادر برای او زود یک چای تازه آورد
او خسته بود و پایش انگار درد میکرد
با خنده باز از من پرسید در چه حالی
کردم تشکر از او گفتم که خوب و عالی
در دست پیر او بود باز آن عصای زیبا
خندید و قلقلک داد با آن عصا دلم را
بخشهای شنیداری
۱ بخش- پدربزرگ۲ دقیقه و ۱۳ ثانیه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست