دربارهٔ این اثر

قدیم ها پیرزنی زندگی می کرد که قد کوتاهی داشت و بسیار مهربان بود.

همسر پیرزن، خارکن بود. از بیابان خار می چید، خارها را به بازار می برد و می فروخت. یک روز خاله پیرزن مهربان به جنگل رفت تا میوه جنگلی بچیند. رفت و رفت تا به غار بزرگی رسید.

اون تا آن روز غار ندیده بود برای همین رفت تا سر و گوشی به آب بدهد. ناگهان دوازده مرد که لباس های شبیه به هم پوشیده بودند از غار بیرون آمدند.

پیرزن از دیدن آنها خیلی تعجب کرد.

یکی از آنها از پیرزن پرسید: به نظر تو کدام یک از ماه های سال بهتر است؟

پیر زن مهربان گفت به نظر من همه ی ماه های سال خوبند. آنها به او آفرین گفتند و هدیه ای در سبد پیرزن گذاشتند. پیرزن پرسید شما چه کسانی هستید؟ آنها گفتند که ما دوازده ماه سالیم و چون تو ما را دوست داری ما هم به تو هدیه ای داده ایم ...

بخش‌های شنیداری

۱ بخش
  1. صدای کل کتاب۱۴ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۲۹ ثانیه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست