دربارهٔ این اثر

هر دو قصه‌ی این برنامه، ریشه در ضرب‌المثل‌های قدیمی دارند. درسی که از این قصه‌ها می‌گیریم این است که بازتاب کارهای ما به خودمان برمی‌گردد، پس باید مراقب کارهایمان باشیم.

قصه‌ی اول، پند دریا:

بازرگانی بود که کارش فروش نفت بود. او برای اینکه سود بیشتری نصیبتش شود، در خریدوفروش‌هایش تقلب می‌کرد. غلام بازرگان که مرد شریفی بود، بارها به او هشدار داده بود که دست از کارهایش بردارد، اما مرد قبول نمی‌کرد و به کارهایش ادامه می‌داد؛ تا اینکه... .

قصه‌ی دوم، آواز سکه:

مرد هیزم‌شکنی بود که هر روز صبح برای تهیه‌ی پشته‌ای هیزم به جنگل می‌رفت و غروب، هیزم‌ها را به بازار می‌برد و با فروش آنها، خرج اهل و عیالش را مهیا می‌کرد. یک روز، مردی، سایه‌به‌سایه‌ی هیزم‌شکن همراهی‌اش کرد. هیزم‌شکن ابتدا تصور کرد که این مرد خیال دارد به او آسیب بزند، اما متوجه شد که سلاحی در دست این مرد نیست، پس با خیال راحت به کارش ادامه داد... .

کاربران گرامی، پیشاپیش بابت کیفیت پایین بخش‌هایی از برنامه، از شما پوزش می‌خواهیم.

بخش‌های شنیداری

۲ بخش
  1. فصل اول: پند دریا۲۰ دقیقه
  2. فصل دوم: آواز سکه۱۱ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۲ دقیقه و ۵۲ ثانیه

شیوهٔ دیگر شنیدن

نسخهٔ یک‌پارچهٔ کتاب

  1. صدای کل کتاب۳۱ دقیقه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست