دربارهٔ این اثر

ارباب طمع‌کاری در روستایی زندگی می‌کرد. همه‌ی مردم روستا، به جز یک نفر، دستشان را جلوی ارباب دراز کرده بودند و از او خواسته‌ای داشتند... .

ارباب از اینکه می‌دید همسایه‌شان، کاووس، هرگز از او چیزی درخواست نکرده، ناراحت بود. از این رو، جبارخان بدذات تصمیم گرفت که تنها دارایی آن مرد را، یعنی کفش‌هایش، را بدزدد تا شاید کاووس به این سبب، برای درخواست پول به نزد او برود... .

بخش‌های شنیداری

۲ بخش
  1. فصل اول۲۱ ثانیه
  2. فصل دوم۱۴ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۲ دقیقه و ۲۳ ثانیه

شیوهٔ دیگر شنیدن

نسخهٔ یک‌پارچهٔ کتاب

  1. صدای کل کتاب۲۶ دقیقه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست