دربارهٔ این اثر

زمستان شده بود و پدر و مادر علی، آقای لحاف‌دوز را به خانه بردند تا برایشان لحاف بدوزد.

علی نگاهش به آسمان افتاد و دید که آسمان هم، مثل پنبه‌های لحاف‌دوز، پر از پنبه شده است. او دستش را بالا برد تا پنبه‌های آسمان را بگیرد. علی به مادرش گفت: مادرجان! بیا ببین خورشیدخانم دارد برای خودش لحاف می‌دوزد... .

بخش‌های شنیداری

۱ بخش
  1. صدای اصلی۱۲ دقیقه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست