دربارهٔ این اثر
امام صادق (ع) شاگردان بسیاری داشت. این امام عزیز به زبان فارسی هم صحبت میکردند.
روزی منصور دوانیقی، خلیفهی عباسی، امام صادق (ع) را برای بازجویی به قصرش برد. در همان وقت، مگسی از پنجرهی قصر داخل شد و روی صورت خلیفه نشست. او دستش را تکان داد. مگس لحظهای از صورتش پرید، ولی دوباره روی صورت او نشست. منصور بازهم مگس را پراند، اما مگس وزوزکنان دور سرش چرخید و بازهم روی صورتش نشست.
منصور با عصبانیت به امام گفت: «خداوند برای چه مگس را آفریده است؟»
امام با لبخند گفتند: «برای اینکه افراد مغرور را کوچک کند!»
صورت منصور از عصبانیت سرخ شد... .
بخشهای شنیداری
۱ بخش- صدای کل کتاب۱۳ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۵۸ ثانیه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست



