دربارهٔ این اثر
در زمان های قدیم پادشاهی زندگی می کرد که بیماری عجیبی گرفته بود. از شدت ضعف نمی توانست راه برود.
پادشاه مثل دوک نخ ریسی ( که با آن نخ درست می کردند ) لاغر شده بود.
این پادشاه دیگر ثروت و قدرت برایش ارزشی نداشت. پزشکان زادی به بالین پادشاه آمدند اما هیچ کس نتوانست که بیماری پادشاه را تشخیص بدهند.
وزیر پادشاه گفت: در این شهر مردی زندگی می کند که دعایش برآورده می شود. چوناو هیچوقت کار بدی نکرده است.
شاه که از درمان خود ناامید شده بود قبول کرد تا مرد را نزد او بیاورند. مرد ظاهرش فقیرانه بود اما در چهره ی مرد فقیر چیزی بود که به او شکوه خاصی داده بود.
پادشاه از مرد خواست تا برایش دعا کند ...
بخشهای شنیداری
۱ بخش- صدای کل کتاب۱۴ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۱۰ ثانیه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست



