دربارهٔ این اثر

حیدر، شخصیت اصلی داستان، از بازماندگان جنگ تحمیلی است. او در نزدیکی نقاط مرزی باغی دارد و در این باغ «هویج» می‌کارد، اما در باغِ او مین‌هایی از زمان جنگ به جا مانده است... .

کتاب دشت هویج با مرور واگویه‌های درونی حیدر و مرور وقایع جنگ تحمیلی ادامه می‌یابد. نویسنده کوشیده است ماجرای عاشقانه حیدر و نبات را نیز به موازات داستان اصلی به پیش ببرد. در قسمتی از کتاب می‌شنوید که: «من پشت به دژ روی خاکریز لم داده بودم. پلاکم را از گردنم درآوردم. هنوز پلاک‌هایمان زنجیر ندارند. به جای زنجیر سیم تلفن بسته‌ایم به گردن. سیم هم گردن را اذیت می‌کند. سوزش می‌آورد. سیم را مچاله کردم و با پلاک فرو کردم توی جیب اورکتم.»

«شش سال از ورود ما به منزل بزرگ و سنتی خان‌عمو گذشته بود. شش سال من و رقیه در یک اتاق کوچک درس خواندیم. سر وقت رفتیم مدرسه و برگشتیم به اتاقمان. تمام این شش سال دائم حرف‌های بی‌بی در گوشم زمزمه می‌شد: خان‌ عمو حرمت داره، اما نه. به نظر من این نبود. بی‌بی از خان‌عمو بتی ساخته بود برای ما؛ وگرنه خان‌عمو ذلیل زنش بود.»

بخش‌های شنیداری

۷ بخش
  1. فصل اول۳۷ دقیقه
  2. فصل دوم۴۵ دقیقه
  3. فصل سوم۴۰ دقیقه
  4. فصل چهارم۴۷ دقیقه
  5. فصل پنجم۳۶ دقیقه
  6. فصل ششم۳۶ دقیقه
  7. فصل هفتم۱۹ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۴ دقیقه

شیوهٔ دیگر شنیدن

نسخهٔ یک‌پارچهٔ کتاب

  1. صدای کل کتاب۴ ساعت و ۱۹ دقیقه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست