دربارهٔ این اثر

«یحیی» روایتی است از زندگی «سید یحیی رحیم صفوی» از فرماندهان جنگ.

چندوقتی بود مادرم جلوی چشم ما ذره‌ذره آب می‌شد. بعضی وقت‌ها حتی توان حرف زدن نداشت. با دست به چیزی اشاره می‌کرد؛ خواهرم ماه‌منیر بلند می‌شد و براش می‌آورد. بیشتر وقت‌ها به صورتش نگاه می‌کردم. دلم نمی‌خواست این‌طور رنگ‌پریده ببینمش. استخوان گونه‌هایش بیرون زده بود، انگار یک لایه پوست نازک رویش کشیده بودند. وقتی داشت با دست‌های لرزان بغچه‌ی حمامش را می‌بست، احساس می‌کردم گوشواره‌هایش که به هر لنگه‌ی آن یک سکه آویزان بود، روی لاله‌ی گوشش سنگینی می‌کند.

مادرم زیبا و از خانواده‌ای بافرهنگ بود. چشم‌هایی سبز و موهایی طلایی داشت. پدرم وقتی جوان بود، برای مسابقه‌ی تیراندازی روی اسب به شهرکرد رفته بود؛ آنجا مادرم را بین تماشاچی‌ها دیده و با یک نگاه به آن چشم‌های سبز عاشقش شده بود... .

بخش‌های شنیداری

۱۱ بخش
  1. فصل اول۳۴ دقیقه
  2. فصل دوم۳۹ دقیقه
  3. فصل سوم۱۸ دقیقه
  4. فصل چهارم۳۶ دقیقه
  5. فصل پنجم۴۵ دقیقه
  6. فصل ششم۴۴ دقیقه
  7. فصل هفتم۳۷ دقیقه
  8. فصل هشتم۳۸ دقیقه
  9. فصل نهم۳۷ دقیقه
  10. فصل دهم۳۳ دقیقه
  11. فصل یازدهم۴۷ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۲ دقیقه و ۳۲ ثانیه

شیوهٔ دیگر شنیدن

نسخهٔ یک‌پارچهٔ کتاب

  1. صدای کل کتاب۶ ساعت و ۴۷ دقیقه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست