دربارهٔ این اثر

«موسیو پن» رمانی مشهور از «روبرتو بولانیو»، نویسنده‌ی سرشناس اهل شیلی و نماینده‌ی ادبیات آمریکای لاتین است. این رمان نخستین بار در سال 1999 منتشر شد؛ درست چهار سال پیش از مرگ بولانیو و به یکی از پرفروش‌ترین رمان‌های خارجی آمریکا تبدیل شد.

نسخه‌ی انگلیسی این اثر در سال 2010 در آمریکا به چاپ رسید و انتشارات «نیو دایرکشن» رمان موسیو پن را بهترین اثر کارنامه‌ی یک‌ساله‌اش دانست و همان سال «ویل بلایث» در روزنامه‌ی «نیویورک تایمز» درباره‌ی این کتاب نوشت: «موسیو پن رازآلودترین رمان بولانیو است؛ داستانی که او در سال 1981 یا 82 نوشته است و سرشار از رازهایی است که باید در زندگی واقعی او جست‌وجویشان کرد.»

داستان درباره‌ی کهنه‌سربازی به نام «پی‌یر پن» است که متخصص طب سوزنی، هیپنوتیزم و علوم خفیه است. او در پاریس زندگی می‌کند و با زنی به نام «مادام رینو» دوست است؛ همسر یکی از کسانی که برای درمان بیماری‌اش به او مراجعه کرد، اما پن موفق به معالجه‌ی او نشد.

ماجرا از جایی شروع می‌شود که مادام رینو قرار ملاقاتی با موسیو پن می‌گذارد و از او می‌خواهد «بایخو» (همسر یکی از دوستانش که دچار سکسکه‌ی مرگ‌آوری همراه با تب شدید شده) را درمان کند. پن که دوست دارد توانایی‌اش را به مادام رینو ثابت کند، این موضوع را می‌پذیرد، اما درست روز قرار ملاقاتی که با بایخو در بیمارستان دارد، دو غریبه‌ی اسپانیایی که از قبل هم تعقیبش می‌کردند، پیغامی برایش می‌فرستند و از او می‌خواهند در قراری که همان شب ساعت 10 گذاشته‌اند، حاضر شود....

«روبرتو بولانیو»، زاده‌ی 15ژوئیه‌ی1953 و درگذشته‌ی 28آوریل2003، نویسنده و شاعر شیلیایی و از پیش‌گامان موج نوی داستان‌نویسی آمریکای جنوبی است. مشخصه‌ی اصلی زندگی او آوارگی بود. پدرش راننده‌ی کامیون و مادرش معلم بود. در زمان کودکی بولانیو، او و خانواده‌اش بین شهرهای شیلی سرگردان بودند و سرانجام در سال 1968 به مکزیکوسیتی مهاجرت کردند. در این زمان، اشتهای او به ادبیات سر باز کرد و چنان حریصانه کتاب می‌خواند که به بت تمام زندگی‌اش، خورخه لوئیس بورخس، پهلو می‌زد.

سال 1990 بولانیو با کارولینا لوپز- اهل کاتالونیا- ازدواج کرد و حاصل این ازدواج دو فرزند بود. پدر شدن بولانیو را زیرورو کرد. او که مجبور بود زندگی‌اش را بچرخاند، شعر را کنار گذاشت و به نثر روی آورد. زمانی که 38 سال داشت فهمید که کبدش شدیداً آسیب دیده و از آن به بعد نوشتن را با تمرکز و وسواس کمتری ادامه داد.

از 1996 به بعد، سالی یک یا دو کتاب منتشر می‌کرد. با وجود اوضاع نابسامان سلامتی‌اش، می‌توانست پیش از آنکه از حال برود، 48 ساعت یک‌نفس بنویسد. از ده رمان و سه مجموعه داستانش که همه در ده سال طوفانی آخر عمرش کامل شدند، دو رمان حجیمش، «کارآگاهان وحشی» و «2666»، از همه مشهورتر و مهم‌ترند.

بخش‌های شنیداری

۲ بخش
  1. فصل اول۳۷ دقیقه
  2. فصل دوم۳۸ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۴ دقیقه و ۱۰ ثانیه

شیوهٔ دیگر شنیدن

نسخهٔ یک‌پارچهٔ کتاب

  1. صدای کل کتاب۱ ساعت و ۱۵ دقیقه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست