دربارهٔ این اثر
سربازیام تمام شد. برای مجوز مطب باید دوسالی را هم خارج از تهران برای دولت کار میکردم. اسمش را گذاشته بودند: طرح.
اوایل بهار سال 44 بود. من هنوز سرباز بودم؛ همان سپاهی بهداشت. همه چیز از آنجا شروع شد که یکی از خانمهای آشنای ما در شبهای احیای ماه رمضان در مسجد، دختر خانمی را دید که با یکی از دوستان خود، برای مراسم آمده بود. به نظرش دختر خوبی آمد و چند روز بعد موضوع را با خانوادهی ما در میان گذاشت. آنها هم موافقت اولیهی من را گرفتند و رفتند برای دیدن دختر. مادرم او را پسندید. من را هم بردند و او را دیدم. دختر محترم و مناسبی به نظرم رسید. به این ترتیب ما موافق بودیم و باید نظر آنها را میگرفتیم. خانوادهاش گفتند سال آخر دبیرستان است و باید درسش تمام شود؛ یعنی باید چندماهی صبر میکردیم. صبر کردیم و سرانجام او همان خرداد قبول شد. آنها هم موافقت اولیهشان را اعلام کردند. آنموقع رسم نبود دختر و پسر تنها با هم بنشینند و حرف بزنند. اما هم خانوادهی ما و هم خانوادهی تحصیلکردهی او موافق این کار بودند. برای همین چندجلسهای من و او با هم صحبت کردیم تا شناخت بهتری از هم پیدا کنیم؛ و خب اینطوری مهرش بیشتر به دل من افتاد.
آن روزها یک پایم تهران بود و یک پایم در همان روستای محل خدمتم. با دردسرهایی هم که پیش آمد و کشوقوسهایی که ماجرا داشت، دیگر فکر و دل من حسابی مشغول شد. هرچند این جور مسائل در چنین مواقعی کموبیش طبیعی است.
بخشهای شنیداری
۵ بخش- فصل اول۳۲ دقیقه
- فصل دوم۳۳ دقیقه
- فصل سوم۲۴ دقیقه
- فصل چهارم۳۲ دقیقه
- فصل پنجم۳۱ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۳ دقیقه و ۱۹ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۲ ساعت و ۳۲ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست