دربارهٔ این اثر
مادر و دختری بودند که در خانه ای بزرگ زندگی می کردند. خانه ی آنها هفت در داشت.
دختر از بس زیبا بود به او نمکی می گفتند. مادر نمکی همیشه به دخترش می گفت که شب ها موقع خواب حتما درها را ببند. یک شب نمکی یکی از درها را نبست. آن شب دیوی به خانه وارد شد. دیو از آنها آب و غذا خواست. بعد گفت تا برایش جای خواب آماده کنند. وقتی مادر نمکی خوابید دیو از خواب بیدار شد و نمکی را بین دو شاخش قرار داد و از خانه بیرون رفت ...
بخشهای شنیداری
۱ بخش- صدای کل کتاب۱۵ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۵۸ ثانیه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست



