دربارهٔ این اثر
پیرمردی بود که سه پسر داشت، به نام های آقا بزرگ، آقا وسطی و آقا کوچیکه. پسر کوچیک خانواده هنوز ازدواج نکرده بود. پیرمرد مریض شد و هیچ کدام از عروس ها به اون کمک نکردند.
پیرمرد که دید کسی کمکش نمی کرد، عروس بزرگتر را صدا کرد و کلید انباری را داد به عروس بزرگتر و گفت بعد از من شما بزرگ خانه هستید، اما تا قبل از مرگ من کسی نباید در انباری را باز کند. عروس بزرگتر برای پیرمرد غذا درست کرد و عروس وسطی هم از حسادت میوه و خوراکی برای او آورد. و به این صورت پیرمرد روزهای آخر عمرش را در راحتی و آسایش زندگی کرد. اما، بعد از مرگ پیرمرد پسرها در انبار را باز کردند.
نمایش غول مدنگ و غول مزنگ در واحد نمایش صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران تهیه و تولید شده است.
بخشهای شنیداری
۱ بخش- صدای کل کتاب۱۲ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۴۰ ثانیه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست



