دربارهٔ این اثر
مردی سه دختردارد که به ازدواج هیچ کدام از دخترانش با پسرهایی که سرمایه لازم و پول زیاد ندارند، راضی نمی شود؛ تا اینکه یک روز مادر آن مرد (که سال ها با او قهر کرده است) به دیدن او می رود و موجب تغییر شرایط می شود...
مادرش که مدتی است با او قهر کرده، به دیدنش می رود و از معدن طلایی که به تازگی به دست آورده، می گوید و تهدید می کند که اگر نوه هایش تا یک ماه دیگر ازدواج نکنند، هیچ سهمی به پسرش نمی دهد. این موضوع باعث می شود سمسارزاده تصمیمش را عوض کند و برای دخترانش به دنبال همسر باشد.
بخشهای شنیداری
۵ بخش- فصل اول۳۱ دقیقه
- فصل دوم۲۵ دقیقه
- فصل سوم۲۴ دقیقه
- فصل چهارم۲۷ دقیقه
- فصل پنجم۲۸ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۴۴ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۲ ساعت و ۱۴ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست