دربارهٔ این اثر
گرگ ساده لوحی در جنگل هر وقت طعمه پیدا می کرد و هر بار طعمه ها با فریب دادن او فرار می کردند. گرگ تصمیم گرفت فریب حیوانات را نخورد.
یک روز گرگ بزی را دید و برای خوردنش و شکار بز به اون حمله کرد، اما بز به گرگ گفت چون موهای من خیلی ضخیم است برای خوردنم دچار مشکل می شوی پس بهتر است موهای منو کوتاه کنی بعد منو بخوری. گرگ قبول کردکه بز برای آوردن قیچی برود. بز هم که رفت دیگر بر نگشت و گرگ ساده دل هم هر چه منتظر شد بزنیامد. گرگ بره ایی دید و تصمیم گرفت برای شکار بره برود، اما بره گفت گوشت من فقط با نمک خوشمزه است و این نزدیکی ها چوپانی است که من از او برای تو نمک می گیرم گرگ قبول کرد و بره رفت که رفت. کمی که رفت الاغی را دید و تصمیم گرفت به شکار الاغ برود.
نمایشگرگ گزسنه ساده لوح در واحد نمایش صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران تهیه و تولید شده است.
بخشهای شنیداری
۱ بخش- صدای کل کتاب۱۵ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۴۲ ثانیه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست



