دربارهٔ این اثر

مرد دوره گردی بود که با میمون کوچکش در بازار می چرخید و از شیرین کاری های میمون پول جمع می کرد. میمون هر روز شیرین کاری انجام می داد و پول جمع می کرد و نمایش اجرا می کرد.

با گذشت زمان میمون پیر شد و دیگر قادر نبود کارهای قبلش را انجام دهد. بنابراین مرد دوره گرد با عصبانیت به زنش گفت که میمون را برای فروش به پیش قصاب خواهد برد، تا شاید با پولش کار دیگری انجام دهد. میمون که حرف های مرد و زنش را شنید، تصمیم گرفت به پیش دوستش که گراز دانایی بود برود تا با او مشورت کند. گراز دانا به میمون گفت فردا من برای بردن نوزاد دوره گرد پیش شما می آیم و تو برای نجات بچه به من حمله کن تا مهر تو برای همیشه به دل صاحبت بیفتد.

نمایشمیمون و گراز در واحد نمایش صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران تهیه و تولید شده است.

بخش‌های شنیداری

۱ بخش
  1. صدای کل کتاب۱۴ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۱۹ ثانیه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست