دربارهٔ این اثر

جوانی روستایی بود که شکار را خیلی دوست داشت. او عاشق اسب سواری بود و یک سگ شکاری هم داشت.

جوان سگش را خیلی دوست داشت. یک روز جوان به شکار رفت و آهویی را با تیر زد. سگ به دنبال آهو رفت اما آهو از دست سگ فرار کرد. آن روز جوان و سگ بدون شکار به خانه برگشتند.

جوان گربه ای زرنگ هم داشت که نامش پرند بود. او دیده بود که پرند خودش را به خواب می زند تا موش شکار کند.

وقتی به خانه برگشت ناگهان از پنجره گنجشکی وارد اتاق شد. گنجشک خودش را به در و دیوار می زد تا از اتاق بیرون برود. اما تا خواست از پنجره بیرون برود گربه جستی زد و گنجشک را زخمی کرد. مرد جوان از این کار گربه خیلی خوشش آمد و تصمیم گرفت او را به جای سگ به شکار ببرد ...

بخش‌های شنیداری

۱ بخش
  1. صدای کل کتاب۱۶ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۹ ثانیه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست