دربارهٔ این اثر
داستان من ضامن در چند فصل و چند بخش و با حالوهوای ایرانی - مذهبی برای نوجوانها نوشته شدهاست.
راوی داستان خود را از زمانی که رضا بهسمت حرم و مغازهی پدرش میرود تا به او کمک کند، آغاز میکند. پدر رضا تسبیح، نبات و نخودچی و کشمش میفروخت و اینها را سوغات فقرا مینامید.
در قسمتی از کتاب میخوانیم: الهام با برادر و خانوادهی برادرش به مشهد رفتهاست. پدرش گرفتار است و او رفته تا امام گره از کارش باز کند. الهام و برادرش در مشهد گیر میافتند و پسری مشهدی (رضا) ضامنشان میشود. الهام و برادرش میروند که پدر و مادرشان را بیاورند، اما برنمیگردند. پسری که ضمانت الهام و برادرش را کرده، سرانجام خلاص میشود، اما این ماجرا ادامه دارد... چرا الهام و برادرش برنگشتهاند؟
بخشهای شنیداری
۸ بخش- فصل اول۲۹ دقیقه
- فصل دوم۳۸ دقیقه
- فصل سوم۴۱ دقیقه
- فصل چهارم۳۰ دقیقه
- فصل پنجم۱۰ دقیقه
- فصل ششم۴۳ دقیقه
- فصل هفتم۴۴ دقیقه
- فصل هشتم۲۸ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۵ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۴ ساعت و ۲۴ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست