دربارهٔ این اثر

تاجر مهربان و درستکاری در شهری زندگی می کرد. مردم چیزهای با ارزش شان را برای امانت به او می دادند تا نگهداری کند.

روزی به او خبر دادند که خانه و زندگی اش آتش گرفته و سوخته است. تمام امانت های مردم هم سوخت و دود شد.

تاجر از این ماجرا خیلی ناراحت شد. چون او همه چیزش را از دست داده بود.

مرد تاجر به چند نفر بدهکار بود. مردم به او گفتند که لازم نیست بدهی هایشان را بدهد اما او هر چه داشت را فروخت و پولش را به بدهکارانش داد. دست همسرش را گرفت و رفت تا در خرابه ای به زندگی اش ادامه دهد.

فامیل و اقوامش هم هیچ سراغی از او نگرفتند و او را فراموش کردند. آنها که تا آن زمان فرزندی نداشتند، به لطف خداوند دارای فرزند شدند. خداوند به آنان دختری هدیه کرد.

بخش‌های شنیداری

۳ بخش
  1. صدای کل کتاب۲۷ دقیقه
  2. صدای فصلی از کتاب۱۴ دقیقه
  3. صدای فصلی از کتاب۱۵ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۴۷ ثانیه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست