دربارهٔ این اثر

پیرمرد هیزم شکنی با سه دخترش در نزدیکی جنگلی زندگی می کرد.

یک روز که مرد برای جمع کردن هیزم به جنگل رفته بود صدای عجیبی شنید. با تعجب به سوی صدای رفت.

دید که مار سیاهی مار سفیدی را آزار می داد. چوبی برداشت و مار سیاه را دور کرد. هر دو مار از آنجا دور شدند.

پیرمرد مقداری از هیزم ها را برد و مقدار دیگری را برداشت. اما دید هنوز سنگین است. باز هم از هیزم ها کم کرد ولی باز هم سنگین بود.

رو به هیزم ها کرد و گفت: بگو ببینم تو دیو هستی یا جن؟ ...

بخش‌های شنیداری

۴ بخش
  1. صدای کل کتاب۳۷ دقیقه
  2. صدای فصلی از کتاب۱۶ دقیقه
  3. صدای فصلی از کتاب۱۲ دقیقه
  4. صدای فصلی از کتاب۱۳ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۱ دقیقه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست