دربارهٔ این اثر
پرندهای از روی بام پرید و زنی را دید که داشت با آبیخ صورت بچهاش را میشست.
پرنده دلش گرفت، اما پر زد و گذشت. او چیزهای دیگری هم دید و بازهم دلش گرفت، اما بازهم گذشت و رفت.
پرنده به شهر و به قصر پادشاه رسید... .
این داستان زیبا، یه افسانهی قدیمیه که نویسنده، اون رو از پدربزرگش شنیده بود؛ داستان زیبای عشقِ پرنده و دختر!
این کتاب را انتشارات معین چاپ کرده است.
بخشهای شنیداری
۱ بخش- صدای اصلی۵ دقیقه و ۴۲ ثانیه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست