دربارهٔ این اثر
باد در آفتابه پیچیده بود و صدای وحشتناکی از آن به گوش میرسید.
روباه از این صدا ترسیده بود. او دمش را روی کولش گذاشت و فرار کرد. روباه در راه به روباه دیگری رسید و به او گفت که شیرها به آنها حمله کردهاند و صدای بسیار وحشتناکی دارند... .
داستان «روباه و آفتابه» حکایتی از دانشمند دلآگاه ایرانی، شیخ بهایی، است.
بخشهای شنیداری
۱ بخش- صدای کل کتاب۱۱ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۱ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست



