دربارهٔ این اثر

نیلوفر کوچولو گردنبدی داشت که به شکل یک آسیاب کوچک بود و به زنجیری وصل شده بود. نیلوفر نمی دانست آسیاب به چه جایی گفته می شود و دوست داشت بیشتر در این مورد بداند.

مادر نیلوفر در مورد آسیاب و آرد کردن دانه های گندم برای نیلوفر توضیح داد. نیلوفر دوست داشت داخل آسیاب بادی را از نزدیک ببیند. یک شب نیلوفر صدایی را شنید و از پنجره بیرون را نگاه کرد و آسیاب بادی بزرگی را توی حیاط دید. در آسیاب باز بود و نیلوفر داخل آسیاب شد و با آسیابان همه جای آسیاب را دید.

داستانسلام آقای آسیابون با اجرای خانم مریبم نشیبا در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران تهیه و تولید شده است.

بخش‌های شنیداری

۱ بخش
  1. صدای اصلی۱۵ دقیقه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست