دربارهٔ این اثر
«عاطفه» همسر «حبیب» روز بیستونهم اسفند کلی کار بر سر شوهرش ریخت و حبیب نتوانست مایحتاج عید را از بازارچه بخرد.
آقای شایسته، صاحبخانهی آنها، پایش را توی یک کفش کرد که باید پول پیش خانه را زیاد کنند. درنتیجه هرچه داشتند و نداشتند را از آنها گرفت و دیگر آنها پولی برای خرید خودرو نداشتند.
آنها «بابافرهنگ» و «باباعنایت»، پدرهایشان، را فرستادند تا با آقای شایسته صحبت کنند و مثلاً پادرمیانی کنند، ولی همهچیز به ضرر حبیب تمام شد.
آقای شایسته و «مهتاج خانم»، بدون مشورت با حبیب، همسفر آنها شدند و آقای شایسته با خیال راحت خودرویی را که قرار بود حبیب بخرد، صاحب شد. تازه خانواده قرار گذاشته بودند که دستهجمعی برای ناهار فردا بروند خانهی آقای شایسته، اما حبیب دور از چشم عاطفه با «منوچهر» قرار میگذارد تا خودرو را از چنگ آقای شایسته در بیاورد... .
بخشهای شنیداری
۱۴ بخش- فصل اول/ قزل آلای فرانسوی۲۷ دقیقه
- فصل دوم/ دردسر ولخرجی۲۵ دقیقه
- فصل سوم/ خداحافظ سواری...۲۷ دقیقه
- فصل چهارم/ راننده بی جیر و مواجب۲۱ دقیقه
- فصل پنجم/ ماشین من۲۱ دقیقه
- فصل ششم/ شریک راه۲۱ دقیقه
- فصل هفتم/ وقتی که من...۲۴ دقیقه
- فصل هشتم/ صاحب خانه...۲۳ دقیقه
- فصل نهم/ همسفر۲۵ دقیقه
- فصل دهم/ پسر بد۲۴ دقیقه
- فصل یازدهم/ یه عالمه...۲۳ دقیقه
- فصل دوازدهم/ پسر خوب۱۸ دقیقه
- فصل سیزدهم/ سیزده به در۲۰ دقیقه
- فصل چهاردهم/ چهارده به تو۲۳ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۲ دقیقه و ۱۸ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۵ ساعت و ۲۲ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست