دربارهٔ این اثر
پسرک در خانوادهی فقیری زندگی می کرد.
او مجبور شد برای پول درآوردن به شهر برود. پس بقچهاش را بست و راهی شد تا به یک مزرعه رسید. پسر از زن مزرعهدار خواست تا به او چیزی برای خوردن و جایی برای ماندن بدهد، اما زن خسیس بود و به او کمک نکرد و پسر آنجا را ترک کرد. پسرک ناامید نشد و فکری کرد... .
بخشهای شنیداری
۱ بخش- صدای اصلی۷ دقیقه و ۳۳ ثانیه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست