دربارهٔ این اثر

«نانی» همیشه از درد می‌نالید. او هیچ وقت حال نداشت و با هیچ کس هم‌بازی نمی‌شد. یک روز از طرف مدرسه آنها را به باغ‌وحش بردند.

اما نانی حوصله نداشت و تمام وقت می‌گفت من باید به خانه برگردم و استراحت کنم. اما معلم توجهی به حرف‌های او نمی‌کرد. کم‌کم نانی مشغول دیدن حیوانات شد و با دوستانش هم شروع به حرف زدن کرد. بعد از آن متوجه شد که حالش خیلی خوب است و از آن روز تصمیم گرفت دیگر بهانه‌گیری نکند و با اطرافیانش رفتار بهتری داشته باشد.

بخش‌های شنیداری

۱ بخش
  1. صدای کل کتاب۹ دقیقه و ۶ ثانیه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۲۵ ثانیه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست