دربارهٔ این اثر
پسرک، اتاقی را انتخاب کرده که پنجره دارد؛ تا عابران را ببیند و با آنها حرف بزند.
آمل، پسری بیمار است. او پدر و مادرش را از دست داده و حالا نزد پدرخوانده مهربانش زندگی میکند. آمل بهعلت بیماری نباید در معرض هوای آزاد باشد، اما دلش میخواهد جاهای نادیده را ببیند و از کوهها بالا برود؛ او دلش پرواز و سفر میخواهد.
پدرخوانده که پیش از داشتن آمل مردی پولدوست بود، حالا به خاطر پسرک حاضر است هر کاری کند. او دلش میخواهد آمل دانشمند شود، اما پسرک میخواهد دنیا را ببیند.
پزشک گفته است پسرک باید تا بهبودی کامل در فضای بسته زندگی کند. آمل اتاقی را که پنجره دارد، انتخاب کرده تا بتواند بیرون و رهگذران را ببیند. پیرمردی از آشنایان پدرخوانده، خود را «جهانگرد» معرفی کرده و به دیدار پسرک آمده است. او برای آمل از سرزمینهای دور حرف میزند و از اتفاقات عجیب؛ آمل او را دوست دارد. پسرک فکر می کند که سرانجام یک روز پادشاه برای او نامهای خواهد نوشت ....
نمایشنامه:
The Post Office(1912)
فیلم:
Dak Ghar(1965)
بخشهای شنیداری
۲ بخش- فصل اول۲۶ دقیقه
- فصل دوم۳۴ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۴۸ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۱ ساعت
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست