دربارهٔ این اثر

نصرالدین به یک خر خوب و کاری نیاز داشت.برای همین سوار خر پیرش شد و به بازار رفت

دزدی که خر شده بود

یک روز «نصرالدین» به بازار می رود تا یک خر جوان و سرحال بخرد. او یک خر سفید و جوان پیدا می کند و می خرد و سوار الاغ پیر می شود و خر جوان را با طناب دنبال خودش می کشد و می برد. نصرالدین روی خر خوابش می برد و همین که در حال چرت زدن بود یک دفعه دو دزد نقشه ای می کشند ...

بخش‌های شنیداری

۱ بخش
  1. صدای کل کتاب۱۷ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۴۶ ثانیه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست