دربارهٔ این اثر

ماریکو از زنی صحبت می کند که همیشه او را می بیند. مادرش و اوتسوکو (زن همسایه) که به آنها توجه بسیاری دارد، خیلی نگران وضع او هستند.

سال ها از جنگ در ژاپن گذشته است. شهر ناگازاکی در حال بازسازی است. خانواده جیرو در یکی از خانه های تازه ساز در حاشیه شهر با زحمت بسیار زندگی را سپری می کنند.

پدر جیرو برای مدتی پیش آنها آمده است. او به شدت به فرهنگ گذشته ژاپن پای‌بند است و از مقاله ای کمونیستی که دوستِ پسرش در مجله چاپ کرده به شدت گله مند است.

اوتسوکو و جیرو دخترشان را به تازگی از دست داده اند و از رفتار غرب زده دختر دیگرشان که در اروپا زندگی می کند، نگران‌اند.

ماریکو، دختر 10ساله ای که در نزدیکی شان با مادرش در کلبه ای محقر زندگی می کند، همیشه از زنی حرف می زند که او را می بیند و این سبب نگرانی اوتسوکو شده است. اوتسوکو تلاش می کند که با مادر ماریکو دوست شود و او را از رفتن به آمریکا منصرف کند.

مادر ماریکو اعتراف می کند که دخترش در کودکی شاهد حادثه ای بوده و تصورات عجیبش حاصل حوادث کودکی اش است و او تنها به خاطر خوشبختی دخترش است که می خواهد با مردی که به او علاقمند است، به آمریکا مهاجرت کند.

روز موعود فرامی رسد، اما آن مرد هرگز نمی آید...

بخش‌های شنیداری

۷ بخش
  1. فصل اول۲۷ دقیقه
  2. فصل دوم۲۳ دقیقه
  3. فصل سوم۲۵ دقیقه
  4. فصل چهارم۱۹ دقیقه
  5. فصل پنجم۲۴ دقیقه
  6. فصل ششم۲۳ دقیقه
  7. فصل هفتم۲۲ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۲ دقیقه و ۱۹ ثانیه

شیوهٔ دیگر شنیدن

نسخهٔ یک‌پارچهٔ کتاب

  1. صدای کل کتاب۲ ساعت و ۴۲ دقیقه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست